![]() |
![]() |
|
|
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست ... خیلیها میروند تا ثابت کنند که تا همیشه، عاشقند. آنکس که از دشمن داشتن میترسد هیچگاه دوست واقعی نخواهد داشت. مهم این نیست که شما سرنگون شدی. مهم آن است که دو باره به پا خیزید. پشیمانی از کارهایی که انجام دادهایم با مرور زمان کم میشود. اما برای کارهایی که انجام ندادهایم همیشگی است. (سیدنی هاریس) دروغ مثال برف است که هر چقدر بغلطانند بزرگتر میشود. (مارتین لوتر) هرگز عشق را گدایی نکنید. معمولا چیز با ارزشی به گدا داده نمیشود. آموختهام که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر میخواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او ... و قلبی است برای فهمیدن او. دو چیز را فراموش نکن؛ یاد خدا و یاد مرگ. ولی دو چیز را فراموش کن؛ بدی دیگران در حق تو ... خوبی تو در حق دیگران. فقیر کسی نیست که کم دارد. بلکه کسی است که خواهشهایش زیاد است. (ضرب المثل فرانسوی) کودک بمان تا بچههایت همیشه دوستت داشته باشند. (ضرب المثل هلندی) رستگاری در چهار چیز است: کمخوری، کمخوابی، خاموشی و تنهایی. در وجود هر یک از ما خائنی به نام خودخواهی وجود دارد که فقط در برابر تملق و چاپلوسی نرم میشود. نود و نه درصد از نگرانیهای ما در زندگی هرگز اتفاق نمیافتد. (دیل کارنگی) شکست یتیم است اما پیروزی هزار پدر دارد. آزادی در بی آرزویی است. (شمس تبریزی) انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بیعاطفه باشد. (چارلی چاپلین) هر لحظه را به گونهای زندگی کن که گوئی واپسین لحظه است و کسی چه میداند، شاید آخرین لحظه باشد. (اوشو) عدهای بزرگ زاده میشوند. عدهای بزرگی را بدست میآورند. و عدهای بزرگی را بدون آن که بخواهند با خود دارند. (شکسپیر) پیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی. (فردیناند فوخ) چنان باش که بتوانی به هر کس بگویی: مثل من رفتار کن. (گانت) هر کاری را که امروز قادر به انجامش هستید به فردا موکول نکنید. امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودید> چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند؛ سنگ ... پس از رها کردن، حرف ... پس از گفتن، موقعيت ... پس از پايان يافتن و زمان ... پس از گذشتن. آغاز کسی باش که پایان تو باشد. منتظر باش ... اما معطل نشو. تحمل کن ... اما توقف نکن. قاطع باش .... اما لجباز نباش. صریح باش ... اما گستاخ نباش. بگو آره ... اما نگو حتما. بگو نه ... اما نگو ابدا. این یعنی همه چی باش و هیچی نباش. عیب کار اینجاست که من "آنچه هستم" را با "آنچه باید باشم" اشتباه میکنم، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم، در حالی که آنچه هستم نباید باشم. سرنوشت کوهها، تنها گواه بودن است.آنها مانند رودخانه نیستند که حرکت میکنند و منظره را عوض میکنند. در دنیای واقعی عشق میبایست ممکن باشد، کسی که دوست میدارد نیاز دارد که گم شده و باز یافتن را بلد باشد. (پائلو) از راهی نروید که روندگان آن بسیارند. راهی را طی کنید که روندگان آن اندکند. اگر زندگی پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست کنید و به دنبال دوستی باشید تا با او قسمت کنید. تولد و مرگ اجتناب ناپذیر است. فاصله بین این دو را زندگی کنیم. ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه چیزی که به ان مینگری. مرد بزرگ وقار دارد، اما متکبر نیست ... مرد کوچک تکبر دارد ولی وقار ندارد. تصمیمات بزرگ را با قلبت بگیر و تصمیمات کوچکت را با عقلت. تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است. مرد بزرگ به خود متکی است و جز از خود، از هیچکس چیزی طلب نمیکند، ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند. هنگامی که همه یکسان فکر میکنند دیگر کسی بیشتر نمیاندیشد. در تنی نحیف میتواند اندیشههای بزرگ مسکن گیرد. هرگاه بتوانیم در پی شکست خود لبخند بزنیم، شجاع خواهیم بود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/09/08ساعت 20:53 توسط maryam |
|
|
بعضیها معتقدند انسان بدون عشق نمیتواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس میکند یک چیز کم دارد. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواجهای اجباری کاسته شده و دختر و پسر، خودشان تصمیم به ازدواج با هم میگیرند. در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یکی از عوامل مهم و تعیینکننده در این تصمیم است. پس میتوان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواجهای امروزی با عشق آغاز میشود. اما مهم، سرنوشت این عشق است که به کجا کشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن میآید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانههایی از آن باقی میماند. برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت کردن بدانیم، این کار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا کسی را که میخواهیم به عنوان همسر انتخاب کنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر؟ برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید که به نظر شما اگر کسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز کند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال، دیدگاه همه راجع به محبت معلوم میشود. بعضیها محبت را بیشتر در مادیات میبینند مثلا از گرفتن یک کادوی گرانقیمت میفهمند که کسی دوستشان دارد. بعضیها گفتار عاشقانه را دوست دارند و میخواهند کسی که دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه کلامی کند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن که بر اساس سلیقه و شخصیتهای متفاوت، متغیرند. پیدا کردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امکان را میدهد که محبت خود را آن طور که میخواهیم به همسرمان ابراز کنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم. وقتی کسی را دوست داریم، تنها با گفتن "دوستت دارم" نمیتوانیم به او ثابت کنیم که حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است که در ما نسبت به کسی به دلایل مختلفی ایجاد میشود. وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها میکنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمیدهیم: ١ ـ به او دروغ نمیگوییم دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حس اعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پی نخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط زناشویی توام با عشق و محبت تنها راستی و صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را بوجود میآورد.
٢ ـ غرورش را نمیشکنیم گاهی وقتها شکستن غرور شاید برای رسیدن به خیلی چیزها خوب باشه ولی نه به این شکل که صراحتا برای طرف مقابل بکار ببرید. چون این کار یکنوع خورد کردن شخصیت و ایجاد تنشی را در پی خواهد داشت که شاید در یک زمان کوتاه جبران اینکار چندان هم ساده نباشد.
٣ ـ به خانوادهاش و کسانی که دوست دارد احترام میگذاریم همسر شما از دل یک خانواده آمده است که اگر آن خانواده نبود، همسر شما نیز امروز در کنار شما نبود، پس به خاطر وجود همسرتان که دوستش دارید باید از خانوادهاش سپاسگزار باشید و به خاطر وی به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید که همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.
٤ ـ او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهیم گرفت این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست چون هر کسی ایراداتی دارد، اما اگر کسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بیخود بپرهیزید.
٥ ـ با او لجبازی نمیکنیم وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابر خواستهها و رفتار او موضعگیری و لجبازی نمیکنید.
٦ ـ وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتکب میشویم براحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میکنیم اشتباه کردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یکی از راههای برطرف کردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، عذرخواهی است که این عمل در برابر کسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور در برابر معشوق جایی ندارد.
٧ ـ او را در کارها و تصمیماتمان دخیل میکنیم وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه میخواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال میکند، پس همیشه با او مشورت میکنید و تصمیمات خود را به تنهایی نمیگیرید.
٨ ـ اگر مخالفتی با او داریم با آرامش قانعش میکنیم ختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها میتواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن میگویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح میدهید و آنگاه میتوانید قانعش کنید.
٩ ـ به او در کارهایش کمک میکنیم زن و مرد باید در همه چیز با هم همکاری داشته باشند. درست است که این دو، در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها کمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همکاری میکنند. پس به راحتی میتوان این کمک کردن را در زندگی امروزه معنی کرد.
١٠ ـ اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است به او کمک میکنیم اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بیحوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را میکنید که این احساس منفی را از او دور کنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه اینکه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحتتر کنید. گاهی آرامش داشتن در برابر کسی که عصبانی است او را بیشتر عصبانی میکند. اگر همسرتان را عصبانی کردید با آرامش بیموقع خود، او را عصبانیتر نکنید چرا که او فکر میکند آنقدر برایش ارزش ندارید که وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.
١١ ـ میتوانیم به راحتی اشتباهات او را ببخشیم و فراموش کنیم درست است که بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار کم است و معمولا در زندگی اشتباهات کوچکی پیش میآید که میتوان با محبت از آنها گذشت و با صحبتهای منطقی، از بروز دوباره آن جلوگیری کرد.
١٢ ـ از اینکه در کنارش هستیم خوشحالیم و نمیخواهیم از کنارش فرار کنیم بعضی از زن و شوهرها دائما میخواهند از هم فرار کنند و تنها باشند و یا وقت خود را با دیگران بگذرانند. درست است که ممکن است گاهی انسان، به تنهایی و خلوت کردن نیاز پیدا کند اما طبیعتا در اکثر اوقات از اینکه در کنار فردی که دوستش دارید هستید لذت میبرید و میشود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند که در کنارش خوشحالید.
١٣ ـ با لذت، گذشت خواهیم کرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرمان میخواهیم این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلکه وقتی کسی را دوست دارید اول به او میاندیشید و بعد به خودتان.
١٤ ـ در جملههایمان کمتر از "من" استفاده میکنیم و بیشتر از او و خوبیهایش میگوییم با کاربرد این روش در واقع کارهایی که خودمان از همسرمان انتظار داریم میتواند فهرست خوبی از این دسته باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/08/18ساعت 20:14 توسط maryam |
|
|
حس زیبا دیدن
یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوقالعاده زیبا است ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه میخوردند، آنها از هم جدا شدند. طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهرهای بسیار معمولی است. اما به نظر میرسد که دوستم بیشتر و عمیقتر از گذشته عاشق همسرش است. عدهای آدم فضول در اطراف از او میپرسند: فکر نمیکنی همسر قبلیات خوشگلتر بود؟ دوستم با قاطعیت به آنها جواب میدهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم میرسید. اما هسمر کنونیام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است. وقتی این حرف را میزند، دوستانش میخندند و میگویند: کاملا متوجه شدیم. میگویند: زنها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمیشوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر میرسند. بچهها هرگز مادرشان را زشت نمیدانند؛ سگها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمیکنند و اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمیآید. اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت. زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/08/11ساعت 22:12 توسط maryam |
|
55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان
1. متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست. اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟ وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید. 2. از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید. من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در 1998 پیدا کردم که می خواستم برای 80 طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم. تا حالا 5000 کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام. 3. آینه، آینه روی دیوار به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، "کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم". اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: "سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم". و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد. 4. بقیه قبل از شما آنرا می بینند یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید—حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال 1994 موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم—شکلات—و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد. 5. نقاط قوتتان را پیدا کنید بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب "توانایی هایتان را کشف کنید" (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد. 6. توانایی هایتان را قدرت بدهید. کتاب پیدا کردن استعداد 2 نوشته تام راث 2.0) (SrengthFinder را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید. 7. دنبال غریزه تان بروید هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست. 8. هرکاری که دوست دارید بکنید. بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید. 9. در کلاس های Improv شرکت کنید کلاس های Improv شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و ... آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی 60 ساله، یک دختربچه 5 ساله و ... می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید. 10. خوب گوش کنید اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید. 11. توصیه الینور روزولت را دنبال کنید "کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند. 12. همه چیز را امتحان کنید وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید. 13. قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. 14. خلاق باشید هر روز 3-2 دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید. 15. گوش کنید به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید. 16. وقتی بچه بودید می دانستید به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید. 17. آیا واقعاً پنهان است؟ من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید. 18. چه کاری برایتان ساده تر است همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند. 19. موهبت الهیتان را کشف کنید برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند. 20. یک چیز بدون هیچ تلاشی؟ 1) چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟ 2) چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟ 3) انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند. 4) هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند. 5) هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید. 21. جرقه درونیتان را آتش بزنید استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت. 22. به صدای درونتان گوش کنید ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم. 23. شکلک خندان J چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید. 24. عصبانی نشوید، پول دربیاورید وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد. 25. ناامیدی هایتان را برطرف کنید از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند. 26. دنبال بزرگترین باشید همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید. 27. به خودتان روی بیاورید بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که ... گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم. 28. از قلمروتان بیرون بیایید در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید. 29. روی سنگ قبرها را بخوانید به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم. 30. آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟ دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید. 31. گروه های مشاوره استعدادیابی در گروه های مشاوره به اعضاء آموزش داده می شود که چطور استعدادهای پنهان اعضای دیگر را حدس بزنند. با شرکت در این گروه ها می توانید به بحث و بررسی استعدادهای خودتان و دیگران بپردازید. 32. پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید. 33. به فرزندانتان گوش کنید وقتی به یک خانه جدید اسبابکشی کردیم، دختر 9 ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج بودم ولی با پرسیدن از چند نفر درمورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا بود که کارم را شروع کردم. 34. دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟ خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما می پرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست چندان طول و دراز نیست. من معمولاً بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایدآلشان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقاً بفهمید که دوست دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و خیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد. 35. چه چیزی ضربان قلبتان را بالا می برد و چشهایتان را برق می اندازد؟ چه کارهایی هست که گذر زمان را برایتان ساده تر می کند و می توانید ساعت ها درمورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان اینها استعداد نباشد اما اگر اینقدر از انجام آنها لذت می برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند. 36. توانایی های منحصربه فرد—فقط سوال کنید یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم. 37. ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید. 38. ساز زدن همراه با عشق اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم. 39. تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید. 40. به لذت های دوران کودکی فکر کنید به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید. 41. نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید. 42. به علایقتان فکر کنید به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه. 43. گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید. 44. استعدادها در علایق نهفته اند این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند. 45. با پرسیدن یک سوال در 10 دقیقه استعدادتان را کشف کنید اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که "تو کی هستی؟". آنوقت شروع کنید به مدت 10 دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: "یک شنونده، یک کمدین، انرژی و ...". بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید. 46. یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید. 47. چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید. 48. پنهان شوید و جستجو کنید به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید. 49. به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید. بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید. 50. از دیگران بپرسید برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید. 51. ساختن عطر از رایحه لیمو من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم. 52. مهارت یاب برای کشف استعداد من از تست مهارت یابی گالوپ (Gallup’s Strength Finder 2.0) استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم. 53. ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم. و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند. 54. به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند. 55. استعدادتان در روزنامه است کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/05/28ساعت 21:4 توسط maryam |
|
|
و اما عشق ... عشق پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش مي داري. و تو براي اينکه معشوقت را از دست ندهي، بهتر است بالاتر را نگاه نکني. زيرا ممکن است چشمت به خدا بيفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چيز پيش او کوچک جلوه مي کند. پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولي، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفريح، خدا چندان کاري به کارت ندارد. اجازه مي دهد که عاشقي کني، تماشايت مي کند و مي گذارد که شادمان باشي.اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوي، خدا با تو سختگيرتر مي شود. هر قدر که در عاشقي عميق تر شوي و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زيباتر، بيشتر بايد از خدا بترسي. زيرا خدا از عشق هاي پاک وعميق و ناب و زيبا نمي گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند. پشت سر هر معشوقي، خدا ايستاده است و هر گامي که تو در عشق برمي داري، خدا هم گامي در غيرت برمي دارد. تو عاشق تر مي شوي و خدا غيورتر.. و آنگاه که گمان مي کني معشوق چه دست يافتني است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار مي شود و خيالت را درهم مي ريزد و معشوقت را درهم مي کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمي گذارد ميان تو و او، چيزي فاصله بيندازد. معشوقت مي شکند و تو نااميد مي شوي و نمي داني که نااميدي زيباترين نتيجه عشق است. نااميدي از اينجا و آنجا، نااميدي از اين کس و آن کس. نااميدي از اين چيز و آن چيز. تو نااميد مي شوي و گمان مي کني که عشق بيهوده ترين کارهاست. و برآني که شکست خورده اي و خيال مي کني که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده اي. اما خوب که نگاه کني مي بيني حتي قطره اي از عشقت، حتي قطره اي هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را براي خويش برداشته و به حساب خود گذاشته است. خدا به تو مي گويد: مگر نمي دانستي که پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است؟ تو براي من بود که اين همه راه آمده اي و براي من بود که اين همه رنج برده اي و براي من بود که اين همه عشق ورزيده اي. پس به پاس اين، قلبت را و روحت را و دنيايت را وسعت مي بخشم و از بي نيازي نصيبي به تو مي دهم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/04/01ساعت 17:13 توسط maryam |
|
|
از دست دادن ... روزی در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند که در حال بازی بودند. زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا میرود پسر من است. مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی میکرد اشاره کرد. مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد: تامی وقت رفتن است. تامی که دلش نمیآمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فط 5 دقیقه. باشه؟ مرد سرش را تکان داد و قبول کرد. مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند. دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد: تامی دیر میشود برویم. ولی تامی باز خواهش کرد 5 دقیقه این دفعه قول میدهم. مرد لبخند زد و باز قبول کرد. زن رو به مرد کرد و گفت: شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمیکنید پسرتان با این کارها لوس بشود؟ مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخهسواری زیر گرفت و کشت. من هیچگاه برای سام وقت کافی نگذاشته بودم. و همیشه به خاطر این موضوع غصه میخورم. ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد تامی تکرار نکنم. تامی فکر میکند که 5 دقیقه بیشتر برای بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آن است که من 5 دقیقه بیشتر وقت میدهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم. 5 دقیقهای که دیگر هرگز نمیتوانم بودن در کنار سامِ از دست رفتهام را تجربه کنم. بعضی وقتها آدم قدر داشتهها رو خیلی دیر متوجه میشه. 5 دقیقه، 10 دقیقه، و حتی یک روز در کنار عزیزان و خانواده، میتونه به خاطرهای فراموش نشدنی تبدیل بشه. ما گاهی آنقدر خودمون رو درگیر مسائل روزمره میکنیم که واقعاً وقت، انرژی، فکر و حتی حوصله برای خانواده و عزیزانمون نداریم. روزها و لحظاتی رو که ممکنه دیگه امکان بازگردوندنش رو نداریم. این مسئله در میان جوانترها زیاد به چشم میخوره. ضرر نمیکنید اگر برای یک روز شده دست مادر و پدرتون رو بگیرید و به تفریح ببرید. یک روز در کنار خانواده، یک وعده غذا خوردن در طبیعت، خوردن چای که روی آتیش درست شده باشه و هزار و یک کار لذت بخش دیگه. قدر عزیزانتون رو بدونید. .اما همیشه نعمت بزرگ یعنی پدر و مادر و خواهر و برادر ودوست در کنار ما نیست. ممکنه روزی سایه عزیزانمون توی زندگی ما نباشه.پس قدر همه زیباییها را بدونیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/02/13ساعت 16:56 توسط maryam |
|
|
خدا را یافتی مسافر؟
كوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد.رفت كه دنبال خدا بگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت. نهالی رنجور و كوچك كنار راهایستاده بود، مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جادهبودن و نرفتن؛ و درخت زیرلب گفت: ولی تلخ تر آن است كه بروی وبیرهاورد برگردی. كاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست. مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت. و نشنید كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسی نخواهددید؛ جز آن كه باید.مسافر رفت و كولهاش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتدای جاده رسید. جادهای كه روزی از آن آغاز كرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داری، مرا هم میهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالی است و هیچ چیز ندارم. گفت : هیچ چیز ندارم. درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری.اما آن روز كه میرفتی، در كولهات همه چیز داشتی، غرور كمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كولهات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در كوله مسافر ریخت. دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم وپیدا نكردم و تو نرفتهای، این همه یافتی! درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ، و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست . این داستان ترجمه ای است از حدیث شریف امیرالمومنین علیه السلام "من عرف نفسه فقد عرف ربه" آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/01/18ساعت 17:14 توسط maryam |
|
|
زندگی تصور میکنم که اگر کسی روزی یکربع ساعت فقط در فکر زندگی خود باشد و بیندیشد که آن را اصلاح کند هر ماه از زندگی او بهتر از ماه قبل خواهد شد. خوشبختی خانوادگی طولانیترین و محکمترین و شیرینترین سعادتهاست. اگر با ناتوان خشمگین شوی دلیل بر این است که قوی نیستی. آخرین درجه فساد به کاربردن قوانین برای ظلم است. عشق قویترین سپاه است زیرا در یک لحظه بر قلب و بر مغز و جسم حمله میکند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/01/07ساعت 11:33 توسط maryam |
|
|
سلام
سال نو مبارک شخصیت شناسی بر اساس دندان
دندانهای مرتب،منظم و ریز:
تداعی کننده یک چهره مهربان، ساده، قانع و با گذشت است. عواطف و احساسات قوی و مهربانی در لبخند آنها کاملا نمایان است. چهرهای آرام و دلسوز دارند. به آینده امیدوارند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند.
وقتی دندانهای پیشین (سانترال) بزرگتر هستند:
نشان دهنده فردی ماجراجو، شلوغ، پر احساس، در عین حال دقیق، منظم، مقتدر، جسور، جاه طلب و کنجکاو که قبل از انجام هر کاری بارها و بارها جوانب کار را میسنجد به گونهای که گاهی اوقات خود نیز خسته میشود. از روابط اجتماعی قوی و مناسبی برخوردار است.
دندانهای نامرتب:
بیان کننده شخصیتی خجالتی و کمرو اما مصمم و قاطع که به مسایل پیرامون خود نگاهی عمیق دارد. ترجیح میدهد افکار جدیدی در خانواده پایه گذاری کند. زیاد اهل مسافرت نیست. به دوستیهای ماندگار نیز پایبندی ندارد، ولی پشتکار زیادی دارد. شدیدا خواهان تنوع و جاه طلب است.
دندانهای مرتب اما با فاصله:
فرد قابل اعتماد و پشتیبانی قوی برای اعضای خانواده، دقیق، نکته سنج و دارای قدرت تحمل بالا است. بیشتر مواقع برای حل مشکلات ترجیح میدهد به تنهایی مسایل خود را حل کند. خیلی اهل ریسک نیست. ترجیح میدهد آهسته و پیوسته حرکت کند. با این حال پشتکار و مداومت است که همواره او را به جلو میبرد. احساس مسئولیت قوی و عجیب نسبت به خانواده و دوستان و آشنایان و همکاران و حتی همسایهها، از او موجودی صبور و مهربان میسازد. به خوبی میتواند سخنرانی کند، بحث و استدلال کند و دیگران را متقاعد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/01/03ساعت 22:24 توسط maryam |
|
|
گاهی اوقات حق با ما است اما كسی حاضر نیست بپذیرد. این زمانی است كه باید بگذاریم خدا از ما دفاع كند و دیگری را بهتر از خود بدانیم. ولی اغلب اوقات در برابر چنین مسائلی طوری عمل میكنیم كه مسیح از ما بوئیده نمیشود. چقدر عجیب است كار انسانهایی مانند مادر ترزا و یا شخصی كه با وجود داشتن بهترین تحصیلات و امكانات رفاهی در انگلیس زندگیش را در آنجا رها كرد و به آفریقا رفت و در قبیلهای دور افتاده مشغول خدمت خدا شد و با یك موتور نیمه خراب كار خود را انجام میداد و سختیها و مشكلات را بجان خرید. این همان كاری است كه مسیح برای ما كرد. شخصی گفته شخص فروتن میتواند شخص شكرگزار باشد، ولی شخص مغرور هیچوقت راضی نیست و برای همین نیز هیچگاه شكرگزار هم نیست. یك نفر مسیحی ثروتمند چنین گفته: "من سه جواهر دارم: اولی فیض و رحمت است و دومی پول است و سومی اینكه هیچوقت نمیخواهم بالاتر از كسی دیگر باشم. از رحمت دلیری میآید و از پول سخاوتمندی و از فروتنی رهبری بوجود میآید." جان فلیول گفته: "آنهایی كه خدا را میشناسند فروتن خواهند ماند و آنهایی كه خود را میشناسند نمیتوانند مغرور شوند".
راستی فروتنی چیست؟ فروتنی بر خلاف غرور است، خود را بالاتر از آنچه شایسته است نیانگاریم. خدا انسانها را فروتن میسازد تا مطیع شوند یكی از طریقهای خشنود ساختن خدا، فروتنی ما است كلام خدا میفرماید هر كه فروتنی كند عزت و جلال و حیات خواهد یافت برای یونانیان فروتنی ضعف شخصیت بود و حتی امروز نیز دنیا مردم را تشویق به غرور میكند ولی برای مسیح یكی از مهمترین چیزهایی كه شخصیت هر شخص باید آن را داشته باشد فروتنی است. مسیح با فروتنیاش مردم را به خود جذب میكرد. پولس نیز بارها در مورد فروتنی مسیح صحبت كرد: ما نه فقط نسبت به خدا بلكه در برابر یكدیگر نیز باید فروتن باشیم پولس نیز شخصی فروتن بود و بعنوان رسول مسیح نمونه ما است و پطرس نیز ایمانداران را دعوت میكند تا در برابر خدا و برادران فروتن باشند.
چه چیزهایی باعث فروتنی میشود؟ 1 ـ دعا و ملاقات خدا ما را فروتن میسازد. 2 ـ تجربیات زندگی و مشكلات ما را مانند یوسف فروتن میسازد؛ البته اگر در اراده خدا زندگی كنیم. 3 ـ بودن در جماعت كلیسایی و زندگی كردن با آنان ما را فروتن میسازد. 4 ـ اطاعت از كلام خدا و خداوند ما عیسی مسیح و برادران و خواهرانمان ما را فروتن میسازد. 5 ـ تحمل دیگران ما را فروتن میسازد. 6 ـ شخصی كه پر از روح خدا است فروتن میماند. 7 ـ جفا ما را فروتن نگاه میدارد. 8 ـ اعتراف به گناهانمان نزد خدا و یكدیگر ما را فروتن میسازد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/11/28ساعت 9:22 توسط maryam |
|
|
خداوند، اون کسانی رو که ازش میخواهی کنارت باشن بهت نمیده، بلکه اون کسانی رو کنارت قرار میده که بهشون نیاز داری ..... بهشون نیاز داری تا کمکت کنن ( تا کمک کردن رو یاد بگیری )، باعث رنجش تو بشن ( چون تا گچ درده سمباده خوردن رو تحمل نکنه، یک مجسمه یه زیبا نمیشه )، تو رو ترک کنن ( تا یاد بگیری روی پای خودت بایستی )، عاشقانه دوستت داشته باشن ( تا بدونی که تو هم باید عشق بورزی )، تا از تو انسانی ساخته بشه که خداوند میخواد تو اونطور باشی.
خدای عزیزم، اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست ( چون دلی زیبا داره )، درجه یکه ( چون تو دوستش داری بهش نظر کردهای )، قدرتمند و قوی و استواره ( چون تو پشت و پناهش هستی ) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی ( دنیائی و اخروی ) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته ( آنگونه که به خیر و صلاحش هست ) برسه انشاا... خدایا، در سختترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریکترین و سختترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکنترین موقعیتها عاشقانه مهر بورزه. خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هر وقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر ( حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد ) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود. دوستت دارم دوست عزیزم ! از هم اکنون، زمان داره برات شمرده میشه ! در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی خواهی شنید ... ( نه چون این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه ..... نه ..... صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی : ( خدایا توکل به تو ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/11/25ساعت 10:52 توسط maryam |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/08/24ساعت 10:37 توسط maryam |
|
|
طالع بيني و روانشناسي شخصيت از طريق گل ها فروردین: گل رز
فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می کنید از مشاجرات دوری کنید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/06/25ساعت 15:7 توسط maryam |
|
|
شخصيت شناسي با استفاده از رنگ چشم
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/06/25ساعت 15:6 توسط maryam |
|
|
سخنان دانشمندان و حکما
· به همه عشق بورز ، به تعداد کمی اعتماد کن ، و به هیچکس بدی نکن . شکسپیر · چنان باش که بتوانی به هر کس بگوئی مثل من رفتار کن . کانت · برای پیشرفت و پیروزی سه چیز لازم است : اول پشتکار دوم پشتکار ، سوم پشتکار . لرد آدیبوری · برگ در هنگام زوال می افتد میوه در هنگام کمال می افتد بنگر که چگونه می افتی چون برگی زرد و یا سیبی سرخ . کنفسیوس · تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند . اسکاروایلد · جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن . اُرد بزرگ · اگر هدف روح ما یک پارچه شدن باشد ، پیوسته شرایطی را فرا می خوانیم که برای دستیابی به این ویژگی بدان نیاز داریم . هرچه بخشهای بیشتری از وجود خود را پذیرا و مالک شویم ، افراد سالمتر و مناسب تری در زندگی ما پدیدار می گردند . دبی فورد · سی شعاع به سوی میله چرخ تقرب می جویند اما تهی میان آنهاست که ارابه را به حرکت در می آورد کوزه های سفالی را با گل می سازند اما تهی درون آنهاست که کاربردشان را تعیین می کند خانه ، در و پنجره های بسیار دارد اما تهی دورن آن است که سکونت را ممکن می سازد وجود امکانات بسیار می دهد اما از طریق نه ـ وجود است ، که از آنها استفاده می توان کرد . لائو تسه · تمامی گناهان ، نهانی صورت می گیرد . آن لحظه ای که درک کنیم خداوند حق بر افکار ما گواه است ، شاید رها و آزاد شویم مهاتما گاندی · دعا اتحاد آگاهانه با شعور کیهانی است . دعا التماس ، زاری نیست ، بلکه همدلی و یگانگی با خداست . جولیا ستن سیرز · در این جهان عمل کنید و فقط شنونده باقی بمانید رساله یعقوب · تنها مادر و پدر خواستهای فرزند را بی هیچ چشم داشتی بر آورده می سازند . اُرد بزرگ · چنان نماى که هستى یا چنان باش که مى نمایى . بایزید بسطامى · انسان هوشمندی که به هوشمندیاش می نازد ، به زندانی می ماند که به بزرگی زندانش می بالد . سیمون دیل · ذهن شما که آزاد باشد ، همیشه برای هر چیزی آماده است و همه چیز را به گشادگی می پذیرد . در ذهن یک تازه کار امکانات بسیاری هست ، اما در ذهن استاد کار ، شدنی ها اندکاند . شونریو سوزوکی · صوفی هیچ خواسته ای برای خود ندارد . خواسته او همان خواسته خدا است ، از این رو خواسته او به خواست خدا بر آورده می شود . جامی · شخص فقط می تواند آن جنبه هایی را در دیگران بپذیرند که در خود می پذیرد . برای پذیرش آن حالت از خودتان که قبلا آن را طرد کردید ، باید رحم و عطوفت و درک داشته باشید . باید دارای حس همدردی و همدلی باشید تا بتوانید بپذیرید که انسان هستید و تمامی جنبه های بشر را چه خوب و چه بد در خود دارید . هنگامی که دلتان را به روی خودتان بگشایید متوجه خواهید شد که باهمه چیز و همه کس همدرد و همدل هستید جیمز بالدرین · اگر فقط طلب عشق کنی آنوقت نابالغ باقی خواهی ماند ، بچه باقی خواهی ماند . تا موقعی که بالغ نشوی و نتوانی عشق را نثار کنی ، هنوز از بچهگی در نیامده ای . آچاریا · لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد . بودا · انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او میشود استفاده میکند . ژرژ بانه · رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اُرد بزرگ · اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری ؛ بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری . فردوسی خردمند · اگر به موفقیت خود واقعا ایمان داشته باشید حتما پیروز خواهید شد . داوید شوارتز
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/24ساعت 15:55 توسط maryam |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دیکشنری soraya update positive reflection فکر نو آنتونی رابینز آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|